دیدار نوروزی دکتر سعید نقوی با اقشار مختلف مردم
شنبه 19 فروردین 1396 ساعت 14:33 | بازدید : 216 | نویسنده : tayaran | ( نظرات 2 )

 

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


نقش صنعت گردشگری در حل معضل بیکاری
دوشنبه 14 فروردین 1396 ساعت 21:41 | بازدید : 265 | نویسنده : tayaran | ( نظرات 0 )

 

دکتر سعید نقوی www.drnaqavi.ir

کارآفرین و مدیر عامل شرکت طب ابزار سفید
 

 
 
مقدمه
آمار سازمانهای بین‌المللی و مطالعات علمی نشان می‌دهد صنعت گردشگری، رتبه اول درآمد کشورهای جهان را به خود اختصاص داده است. علاوه بر نقش پررنگ این صنعت در درآمد کشورها، افزایش اشتغال و کاهش نرخ بیکاری نیز از نتایج توسعه صنعت گردشگری و توریسم محسوب می‌شود بطوریکه در سال 2011 حدود 10.6 درصد از نیروي کار جهان در بخش گردشگري فعالیت می‌کردند. همچنین بر اساس آمار سازمان جهانی گردشگری در سال 2012، از هر 12 تا 15 نفر شاغل در دنیا، یک نفر در بخش گردشگری اشتغال داشته است. اما متاسفانه در کشور ما، این صنعت از توسعه مناسبی برخوردار نبوده و لذا سهم آن در توسعه، درآمد ملی و ایجاد اشتغال بسیار پایین است و دولت مردان و سیاست‌گذاران به جای گسترش صنایع جدید و مدرن، تنها به نفت و ذخایر زیر زمینی جهت حل مشکلات کشور متکی هستند. در حال حاضر با احتساب دانشجویان و فارغ التحصیلان کشور، حدود 8-7 میلیون نفر بیکار در کشور وجود دارد و خود شهرستان مراغه در سال 1393 ششمین شهر بیکار استان و در سال 1392 پنجمین شهر فقیر استان بوده، لذا با توجه به برخورداری از جاذبه های طبیعی و مناطق کوهستانی، و نیز آثار تاریخی، فرهنگی کشور و منطقه، بسیار ضروری است که سیاست‌گذاران و برنامه‌ریزان با گسترش صنعت گردشگری و جذب توریسم، گامی اساسی در جهت حل بحران های بیکاری و اقتصادی بردارند.
 
جایگاه صنعت گردشگری در ایران
صنعت گردشگري در ایران، علی‌رغم دارا بودن منابع و آثار فراوان طبیعی و تاریخی، نقش بسیار ناچیزي در اقتصاد کشور ایفا می‌کند. متاسفانه به دلیل عدم بهره‌برداری از این منابع، سهم گردشگری در تولید ناخالص داخلی و نیز درآمدهای ارزی کشور قابل توجه نیست. در سال 1392 میزان صادرات نفت خام و میعانات گازی ایران حدود 42 میلیارد دلار، و کل درآمد ارزی کشور در سال 1394حدود 63 میلیارد دلار بود، در حالیکه کشورهای صاحب صنعت گردشگری، درآمدهایی بالاتر از صادرات نفت ایران از طریق توریسم و جذب گردشگر بدست آورده بودند:
با مطالعه سیاست‌گذاری های انجام گرفته در برنامه‌های پنج ساله توسعه، ملاحظه می‌شود که یا توجهی به بحث گردشگری نشده و یا اگر توجهی شده، جایگاه صنعت گردشگری در این برنامه‌ها واضح و هدفمند نیست و دچار ابهام می‌باشد. در این برنامه‌‌ها مشخص نیست که آیا هدف از توسعه صنعت گردشگری، افزایش درآمد ملی است یا صرفا معرفی جاذبه‌های فرهنگی و تاریخی کشور می‌‌باشد؟ آیا هدف برنامه نویسان و سیاست گذاران دستیابی به درآمدهای جایگزین نفت از طریق توسعه گردشگری است یا فقط جذب گردشگران تاریخی و فرهنگی مد نظر می‌باشد؟ در برنامه‌های توسعه تنها بر مرمت بناهای تاریخی و فرهنگی و احیا بافت‌های تاریخی کشور تاکیده شده است و در باب مبحث گردشگری به عنوان یک صنعت و نقش آن در اقتصاد ملی و تولید ناخالص داخلی سخنی به میان نیامده است. همچنین به لحاظ شاخص زیر ساخت خدمات گردشگری، کشور ما وضعیت مطلوبی ندارد و در میان 141 کشور دنیا، در رتبه 119 قرار دارد. اگر فقط به لحاظ تعداد هتل‌های 5 ستاره، ایران و ترکیه را مقایسه کنیم می‌بینیم که در دو شهر بزرگ ترکیه حدود 133 هتل وجود دارد در حالیکه در کلِ کشور ما تنها حدود 51 هتل وجود دارد و این وضعیت امکانات رفاهی و اقامتی ایران با کشورهای منطقه را به خوبی نشان می‌دهد.
 
بررسی پتانسیل های گردشگری شهرستان‌های مراغه و عجبشیر
شهر مراغه با 511 اثر تاریخی بعنوان قطب گردشگری – تاریخی منطقه محسوب می‌شود و به دلیل بافت تاریخی منسجم خود، جزء ده شهر اول کشور انتخاب شده است و از سابقه طولانی شهرنشینی برخوردار می باشد. آثار برجای مانده تاریخی- فرهنگی از قرون گذشته، و نیز طبیعت بکر، غنی و وسیع آن، پتانسیل بالایی براي توسعه فرهنگی و گسترش گردشگري این شهر محسوب می‌شود اما به دلیل نبود امکانات و تجهیزات زیر ساختی، عملا این منابع و جاذبه‌ها سود و ثمری برای اقتصاد منطقه ندارد.
در حال حاضر شهرستان مراغه به لحاظ امکانات اقامتی و رفاهی فقط دارای یک هتل 4 ستاره است و لذا نمی‌تواند پاسخگویی لازم جهت تامین آسایش و رفاه مطلوب برای گردشگران و مسافران را داشته باشد. شبکه ارتباطی درون شهری و راه‌ها و مسیرهای دسترسی به مناطق گردشگری روستایی نیز در شهرستان‌های مراغه و عجبشیر متناسب با معیارهای صنعت گردشگری نبوده و بایستی در برنامه‌ریزی‌های توسعه شهرستان لحاظ شود. عدم وجود امکانات رفاهی، اقامتی، بهداشتی و… در مناطق گردشگری روستایی و همچنین فقدان کمپ گردشگری زمستانی از دیگر نقاط ضعف این دو شهرستان محسوب می‌شود. در کنار توسعه امکانات اقامتی، خدماتی، و حمل و نقل بایستی فرآیند بالفعل نمودن منابع گردشگری و تبدیل آنها به جاذبه‌های گردشگری را فراهم کرد. مقایسه مراغه و عجبشیر با شهرستان‌هایی همانند سرعین و لاهیجان به خوبی نقش امکانات زیربنایی و کلیدی را در توسعه این صنعت نشان می‌دهد. در حال حاضر شهرستانی همانند سرعین در شرایطی پذیرای سالانه 7 میلیون نفر مسافر و گردشگر است که دارای 5 هتل بزرگ، 220 هتل – آپارتمان، مهمان پذیر، ویلا و خانه های مسکونی اجاره‌ای است که محیط مناسبی را برای اقامت مسافران فراهم می‌آورد. کمپ زمستانی دامنه‌های سبلان و پیست اسکی آن نیز به لحاظ شبکه ارتباطی دارای یک جاده آسفالته 24 کیلومتری است که دسترسی مسافران را تسهیل نموده، و به لحاظ امکانات رفاهی و تفریحی دارای مجتمع ورزش‌های زمستانی، رستوران، مهمانسرا، هتل مجهز و… است. لذا تا زمانی که امکانات زیر ساختی و رفاهی، شبکه‌های ارتباطی درون شهری و راه‌ها و مسیرهای دسترسی به مناطق گردشگری روستایی متناسب با معیارهای صنعت گردشگری نباشد، نمی‌توان انتظار توسعه این صنعت و نقش‌آفرینی موثر آن در اقتصاد منطقه را داشت.
 
Untitled-2
 
به لحاظ اکوتوریسم و طبیعت‌گردی، در طرح جامع گردشگری استان، مراغه شامل سه محور و 25 منبع معرفی شده است که از بین آنها 9 منبع به مناطق روستایی بخش مرکزی مراغه تعلق دارد و محور گردشگری سد علویان، محور گردشگری گشایش و محور گردشگری جنوب سهند را در بر می‌گیرد. همچنین طبیعت اطراف رودخانه قلعه‌چای و روستای هرگلان، آثار تاریخی همانند داش‌قلعه‌سی از جاذبه های گردشگری شهرستان عجبشیر محسوب می‌شود که نیازمند تعریض و بهسازی مسیرهای ارتباطی، ایجاد زیرساخت‌ها و اماکن رفاهی و اقامتی جهت جذب گردشگران داخلی و خارجی است و با توجه به اینکه مطابق گزارش سازمان جهانی جهانگردي در سال 2011 فراغت، سرگرمی و تعطیلات با 51 درصد مهم‌ترین انگیزه گردشگران عنوان شده است، و بعد از آن سفرهاي تجاري با 15 درصد، دیدار اقوام و دوستان، سفرهاي مذهبی و زیارتی و درمان با 27 درصد، و سایر عوامل با 7 درصد در رتبه‌های بعدی قرار دارند لذا توسعه گردشگری طبیعی یا اکوتوریسم در کنار توسعه گردشگری تاریخی و فرهنگی می‌تواند نقش بسیار مهمی در جذب گردشگران داخلی و خارجی و توسعه صنعت گردشگری در دو شهرستان مراغه و عجبشیر ایفا کند.
 
پیشنهادات و راهکارها
در ادامه پیشنهادات زیر در راستای توسعه صنعت گردشگری و افزایش نقش آن در درآمدهای ارزی و تولید ناخالص داخلی، و همچنین توسعه اقتصاد منطقه ارائه می‌شود:
– تعدیل نگاه امنيتي به صنعت توریسم در كشور
– توجه به صنعت گردشگری در برنامه های پنج ساله توسعه و پذیرش آن بعنوان یک صنعت مدرن و پردرآمد
– توسعه زیرساختی و زیربنایی در حوزه امکانات حمل و نقلی، رفاهی و خدماتی، توسعه اماكن اقامتي، پذيرايي، ورزشي و تفريحي همراه با ارتقاي سطح امكانات و خدمات آنها از طریق جذب سرمایه‌گذاری خارجی
– ایجاد نمایشگاه‌های ایرانگردی با هدف تبلیغ جاذبه های گردشگری و معرفی فرهنگ ملی، و آداب و رسوم محلی مناطق مختلف ایران
– بر گزاري دوره‌هاي كوتاه مدت در جهت افزایش دانش مدیران در زمینه صنعت گردشگري
– توسعه شرکت های بین المللی جهانگردی و ایرانگردی

 

|
امتیاز مطلب : 105
|
تعداد امتیازدهندگان : 71
|
مجموع امتیاز : 71


بهار عمر جوانان ، با بیکاری زمستان می شود
دوشنبه 14 فروردین 1396 ساعت 20:36 | بازدید : 8 | نویسنده : tayaran | ( نظرات 1 )
دکتر سعید نقوی کارآفرین و مدیرعامل شرکت طب ابزار سفید 89-1 مقدمه به اعتقاد کارشناسان و متخصصین ، اقتصاد ایران درگیر سه نوع بحران است که اگر هر چه سریعتر علاجی برای آن ها نشود ، هر یک از این بحران ها به تنهایی قادر است یک کشور را نابود کند . این سه بحران عبارت است از : رکود حاکم بر اقتصاد ، فساد اداری ، و کمبود آب . در میان این سه بحران ، به نظر می رسد رکود حاکم بر اقتصاد کشور ، مهمتر از دو بحران دیگر است ؛ چرا که در شرایط رکود ، همه عوامل تولید اعم از سرمایه گذار و تولیدکننده نابود شده و در نتیجه کارخانه ها و کارگاه های تولیدی تعطیل ، و نیروی کار هم بیکار می شوند . در این مقاله بطور دقیق به بررسی دلایل گسترش بیکاری در کشور و اقدامات نه چندان موثر دولت های مختلف در این زمینه پرداخته می شود و در مقالات بعدی ، راهکارهای مهار بحران بیکاری و ایجاد اشتغال پایدار ارائه می شود . بررسی دلایل گسترش بیکاری در کشور دلایل شکل گیری بحران های فوق الذکر ، متعلق به یکی دو سال اخیر نیست بلکه سابقه ای دیرینه و طولانی دارد . در مورد بحران بیکاری ، عدم برنامه ریزی درست و اصولی دولت ها در زمینه نرخ باروری و کنترل جمعیت ، موجب رشد انفجاري جمعیت ایران طی سال هاي 55 تا 65 شد که نتیجتا تناسب بین جمعیت جویای کار و عوامل تولید و ایجاد اشتغال را بر هم زد و از طرف دیگر حاکم شدن رکود سنگین و تورم بالا بر اقتصاد کشور در دهه اخیر ، آمار بیکاری در کشور را بالا برد . اگر برنامه ریزی ها و سیاست گذاری ها ، علمی و اصولی بود می بایستی متولدین دهه 60 طی سال های 95-85 صاحب شغل می شدند اما متاسفانه در اثر غفلت مسئولین و بی برنامگی دولت ها ، این اتفاق نیفتاد . طبق آمارهای رسمی مرکز آمار حدود 2 میلیون و 700 هزار نفر بیکار در کشور وجود دارد که اگر تعداد دانشجویان و دانش آموختگان دانشگاه ها و موسسات آموزشی کشور را هم بر آنها اضافه کنیم ، جمعیت بیکار کشور به 8-7 میلیون نفر می رسد که نشان دهنده وضعیت بحرانی در کشور است . در برنامه سوم توسعه (83-79) به طور متوسط سالانه 680 هزار شغل ایجاد شد ، در حالیکه در طول برنامه چهارم توسعه (90-84) بطور متوسط سالانه حدود 330 هزار شغل ایجاد شد و تنها 26 درصد از میزان اشتغال مصوب برنامه چهارم محقق گردید . با حاکم شدن شرایط رکود و تورم بالا در ده سال گذشته ، تعداد قابل توجهی از کارخانجات صنعتی و کارگاه های تولیدی ، تعطیل و نیمه تعطیل شدند و لذا بخشی از نیروی کار این مجموعه ها ، تعدیل شده و از کار بیکار شدند که تعطیلی مجموعه های صنعتی و با سابقه همانند ارج و آزمایش نمونه ای از این موارد است . از طرف دیگر دولت با اتخاذ سیاست گسترش دانشگاه ها در طول ده سال گذشته ، بخشی از متقاضیان نیروی کار را به دانشگاه ها وارد کرده و بدین طریق از فشار عمومی کاست ، اما دانشجویان آن دوره اینک به جمعیت بیکار دهه 90 افزوده شده و لذا تعداد بیکاران کشور علی الخصوص بیکاران فارغ التحصیل دانشگاهی ، رو به فزونی نهاده است . وضعیت بیکاری در مراغه و عجبشیر اگر به وضعیت بیکاری در شهرستان مراغه نگاه کنیم می بینیم مطابق آمارهای رسمی سال 1393، این شهرستان دارای 81603 نفر جمعیت فعال اقتصادی می باشد که از این تعداد حدود 7696 نفر بیکار بوده و لذا شهرستان مراغه ششمین شهر بیکار استان می باشد . این در حالی است که رتبه بیکاری شهرستان بناب ، 11 در استان بوده که وجود کارخانجات صنایع فولاد و همچنین صنایع غذایی از دلایل اصلی آن می باشد . شهرستان عجبشیر نیز علیرغم اینکه در بین شهرستان های استان ، با نرخ بیکاری 5.43 درصد در سال 1393 در رتبه 16 قرار دارد ولی با این حال تعداد بیکاران فارغ التحصیل دانشگاهی این شهرستان با مدارج عالی زیاد است اما متاسفانه از ظرفیت ها و پتانسیل های منطقه ای این دو شهرستان در کاهش نرخ بیکاری استفاده نمی شود ، و صد متاسفانه اقتصاد تک محصولی و دولت نفتی بدجوری مسئولین ما را عادت به بهره مندی از شیر نفت جهت حل مشکلات کشور نموده ، طوریکه از صنایع دیگر همانند صنعت گردشگری ، صنایع تبدیلی کشاورزی ، فناوری اطلاعات و … به تناسب پنانسیل های هر منطقه غفلت می شود . اقدامات نه چندان موثر دولت ها در ایجاد اشتغال پایدار طی دو دهه اخیر ، دولت های گذشته با عناوین مختلف نظیر برنامه های ایجاد اشتغال ضربتی و خود اشتغالی ، بنگاه های کوچک و زود بازده ، مشاغل خانگی و … سعی در تزریق پول به طرح های گوناگون و مستعد با هدف ایجاد اشتغال داشته اند اما دستاورد قابل توجهی از این طُرق برای حل اساسی معضل بیکاری حاصل نشده و در واقع دو مشکل اساسی بر این سیاست ها وارد است ؛ اولا بخشی از بیکاران جامعه ، فارغ التحصیلان دانشگاهی با تحصیلات فوق لیسانس و بالاتر هستند که با این سیاست ها نمی توانند وارد فضای کسب و کار و اشتغال شوند ، در ثانی اشکالات اساسی و فنی بر رویکرد کارگاه های زود بازده و مشاغل خانگی همانند عدم شناخت صاحبان کارگاه های کوچک و بنگاه های زود بازده از نیاز بازارهای داخلی و جهانی ، عدم توانمندی فنی کافی دریافت کنندگان تسهیلات مشاغل خانگی نسبت به طرح مورد نظر ، عدم بازاریابی کارامد برای محصولات تولید شده و … وارد است . از سوی دیگر رشته های دانشگاهی ، متناسب با نیاز بازار کار نیست ، بخشی از فارغ التحصیلان دانشگاهی به دلیل عدم تناسب رشته با نیاز بازار کار ، از مهارت کافی برخوردار نیستند ، مقررات بخش تولید و تجارت دست و پاگیر است ، کارآفرینان و تولیدکنندگان از مشوق های مالیاتی کافی و مطلوب برخوردار نیستند ، کارخانجات سهمی از یارانه بخش تولید ندارند ، شرکت های توانمند مخصوص صادرات و بازاریابی کم است ، و دلایل دیگر که موجب شده مشکل بیکاری همچنان مساله اصلی و اول کشور باشد . نتیجه گیری مطابق بررسی های مختلف ، هزینه ایجاد یک شغل در ایران در صنایع و بخش های مختلف از 70 میلیون تا 400 میلیون تومان برآورد شده است . اگر جمعیت بیکاران کشور را با احتساب دانشجویانی که در آستانه فارغ التحصیلی هستند حدود 7 میلیون در نظر بگیریم با فرض هزینه 160 میلیون تومانی برای ایجاد هر فرصت شغلی ، به سرمایه ای در حدود 370 میلیارد دلار نیازمندیم . در حالیکه کل بودجه سال 1395 در حدود 326 میلیارد دلار و کل ذخیره صندوق توسعه ملی کشور در حدود 68 میلیارد دلار است . لذا مبرهن است که با سرمایه داخلی نمی توان چند میلیون فرصت شغلی در طول زمان کوتان ایجاد کرد و نیاز به سرمایه گذاری بخش خصوصی و علی الخصوص سرمایه گذاری خارجی وجود دارد .سرمایه گذاری خارجی نیز مستلزم بهبود شاخص های فضای کسب و کار ، و نیز شفافیت در حوزه سیاست خارجی کشور در راستای افزایش امنیت سرمایه گذاری است . مطابق گزارش سال 2016 بانک جهانی ، رتبه ایران از نظر شاخص فضای کسب و کار در دنیا 118 است . هر چند این شاخص از رتبه 152 در سال 2014 به رتبه 118 در سال 2016 بهبود یافته است ولی به هیچ وجه مطلوب نیست . از طرفی از نظر شاخص خطرپذیری سرمایه گذاری خارجی ، ایران در کنار کشورهایی چون افغانستان , عراق و کشورهای افریقایی در گروه کشورهای پرخطر قرار دارد و لذا تا زمانی که شاخص های کسب و کار ، امنیت سرمایه گذاری در ایران ، و شاخص فساد اداری و مالی بهبود نیابد ، امیدی به افزایش سرمایه گذاری خارجی نیست . علاوه بر سرمایه گذاری خارجی ، توجه به صنایع جدیدی همانند گردشگری و توریسم ، یا حوزه فناوری اطلاعات و ارتباطات و ایجاد اشتغال از طریق این صنایع ، از دیگر راهکارهای مهار بحران بیکاری می تواند باشد که در مقالات بعدی بطور اختصاصی و مفصل به آنها پرداخت خواهد شد .
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


post
چهارشنبه 07 مرداد 1394 ساعت 14:19 | بازدید : 121 | نویسنده : tayaran | ( نظرات 0 )

 

نگاههای شکسته
فرهاد حسن سلطانپور
پایانی بر تمامی آغازها ، آغازی برای یک پایان ، پایانی برای همیشه !
و آنگاه که چشم ها بسته می شود و انتظارها حرمان می شود ، آنگاه که دیده ها از افق خسته می شود و قلب ها از تپش می افتد ، و آنگاه که کورسوها خاموش می شود ، قامت از امید فرو می ریزد و یأس آغاز می شود ! آنگاه که نشانه ها به زوال می گراید و عهدها نانوشته شکسته می شود و انتظارها حرمان می شود ، برگ ها فرو می ریزد ، و بهار که می توانست آغازی باشد برای روییدنی دوباره ، به نیستی می رسد و یأس آغاز می شود . آنگاه که سینه ها از آهی بلند تهی می شوند و بغض ها حنجره ای برای فریاد نمی یابند و حنجره ها از فریادها بریده می شوند ، آنگاه که انتظارها حرمان می شوند و بذرها کِشت نمی شوند ، آنگاه پایان آغاز می شود ، نور از دیده بار سفر می بندد و سایه ، آفتاب ِ بی غروب می گردد !
دعوتی به انتظار و تو آنگاه که به دعوتی منتظری ، به ناگاه که چشم بر عریانی آن می گشایی و جز رنج و پریشانی نمی بینی ، پایان آغاز می شود ! پرتو حُسنی که نور دیده می نمود ، کوری را بر چشمانت می نشاند !
آنگاه که آرمان ها خزان می شود و آسمان ها مملو از ابر می شود ، آنگاه که باورها شکسته می شود و تعالی ها به دست باد سپرده می شود ، انسداد آغاز می شود ، انقباض قلب را در چنبره می گیرد و توقف آغاز می شود ، جمود رخ می نماید و زوال به عرصه می نشیند .
دیگر دیالوگ ها ره به مفاهمه نمی برند ، مفاهمه ، بیناذهنی یا پساذهنی رخت بر می بندد و تحمیل و ارتعاد آغاز می شود . آنگاه که انتظار بی حصول می شود و ارتصاد به تاریکی می رسد ، آفرینش در اقیانوسی از شب غرق می شود . دیگر سکوت هم نومید می شود و غم ، آرام و سنگین پیش می آید و این روح ِ مجروح ِ چشم به راه مانده را در خود محو می کند و همه چیز برای ابد پایان می پذیرد !
آنگاه که نداها بی جواب می ماند و چشم ها بی رؤیت به راه می ماند ، آنگاه که رسالت واژه ها پایان می گیرد و هر هنر گیرا و هر ترنّم موزون در رسانش معنا و مفهوم ، حس و عشق ، شکوه و تعالی ، عقیم می ماند ، آنگاه که پیوندها ، نانوشته پاره می گردد و مسئولیت ،فقید می شود ، حقیقت رنگ می بازد ، ابتذال شکل می گیرد و پناه به آرامش سرد ، آغوش باز می کند .
آنگاه که در چشمان پاکی ، در نگاه گنگ و حیرانی ، هزاران غنچه امید پژمرده می گردد ، انتظار حرمان می شود !
آنگاه که لطافت زیبای گل در زیر انگشت های تشریح می پژمرد و  روح ِ تنها ، در ترکتاز غوغها و غارت ها ، و در زیر سمّ تکرارها و عادت ها ، و بی توجهی ها و نشنیدن ها ، نابود می شود ، انتظارها حرمان می شود و آرمان ها خزان می گردد . و روحی که ، تنها زندگی کردنش به یک " نگریستن " ِ مطلق بدل شده است ، چشم در قلب مذاب خورشید می دوزد و همچون شمعی که در گریستن خویش ، قطره قطره می میرد ، او نیز در نگریستن خویش ذوب می شود ، محو می شود و پایان می گیرد .
وقتی انتظارها حرمان می شود و دیده ها ره به تجلی نمی برد ، وقتی فریادها شنیده نمی شود و تکرارها و عادت ها سایۀ سنگین و مدام می شود ، وقتی نداها بی پاسخ می ماند و چشم انتظاری ها خزان می شود ، انتحاری آرام و خودآگاه ، چون نوک تیز خنجری بر قلب ، تنها راه پيش رو مي شود .
وقتی آنی که می خوانْدَتْ و با چه شوری و با چه عمقی و با چه آهنگی و چه نرمین صدایت می کرد ، رخ بر می گرداند ، وقتی که منتظِر از منتظَر فاصله می گیرد ، وقتی باغبان بی تفاوت می گردد و بی تفاوتی اعجاز می شود ، روح ، نجیبانه ره نیستی پیش می گیرد !
وقتی که فریاد ، حلقومی و عصیان قلبی ندارد، گریستن بر چشمانی که جز دو حفرۀ عمیق ِ بزرگ ِ پُر ِ خاک نیست ، چه رنج آور است . روحی که از خویش بزرگتر می شود و در حصار جامه اش اسیر می گردد و کفش های تنگ و کوچکش گام های دویدن و پریدن را از وی سلب می کند ، و ندای " الغوث الغوث " ش بی پاسخ می ماند و " بث الشکوی " ها و " نفثه المصدور" هایش وقعی گذارده نمی شود ، مگر می تواند به آغوش نیستی پناهنده نشود و از حریق این کویر و فشار این سنگ لحد به مرگ نگریزد !
چه زیبا بود فصل انتظار ! فصل بهار ، فصل امید ، فصل نگاه ، فصل چشم به راهی ها ، هنگامۀ رسیدن ها و آمدن ها ، اما...
نگاهها خسته شد ، چشم ها بسته شد ، امیدها حرمان و افق ها خزان !
حسرتی ماند و آهی بلند ! روحی مجروح و نگاهی شکسته !
آنگاه که امید خاموش می شود ، انتظار پایان می گیرد و سکوت و دیگر هیچ .
اینجا معبد خودها ، شکوه من ها ، ایثار کبرها و رسالت تن هاست ! آنجایی که نابود کردن رسالت است و سوزاندن مسئو لیت ، دیگر جای ماندن نیست !
وفا داشتن ، جانب دل را نگه داشتن و به هیچ نفروختن ، عشقی در فراسوی تن و جسم را گوهری مقدس شمردن ، تن را دادن و آن گوهر را با جان و دل حراست کردن ، پاسداشت روحی فداکار بودن و در رثایش دُردانگی کردن، متعلق به این سرزمین غریب نیست ، اینجا کویر است ، کویر عشق و آزادی ، کویر معصومیت و آیینگی ، کویر صداقت و از خودگذشتگی ! اینجا لجن زار ابتذال است ، فربگی "من" و فرنگی وجود است ، طناب حلق آویز وفا و آتش خاطره سوز هما است.
جان و روحی که از لطافت های عشق سخت نازک گشته ، زود مستعد تفتیدگی و سوختگی ست ، در حضور هر وجودی ، در رویت هر نگاهی ، در مخاطبه هر صدایی ، رنگی از ابتذال و غباری از موت بر سر و صورتش می نشیند !
حال، روحی چنین مجروح و زخم دیده ! در همۀ دنیای فراخش ، نیم لبخند هم نمی گنجد و زخم ها به جایش می خندند!
آغوش غیرتی که این عفیف را از کابوس قهر و سطوت ها برهاند و بر سر سفره مهر و رحمت ها بنشاند!
براي زیستن و دویدن و پریدن روح ، تمنا به قلب " اشتاد" ی (برهما) است که در سینه ،برايش بتپد! و او را از " استفراد " و " ابتذال " برهاند ! نه قلب مصنوعی که مشت خونینی است که بیش از یک " تلمبه " هنری ندارد ،که قلبی طبیعی !
 
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


post
دوشنبه 08 تیر 1394 ساعت 10:52 | بازدید : 108 | نویسنده : tayaran | ( نظرات 0 )

بس که جفا ز خار و گل دید دل رمیده‌ام

همچو نسیم از این چمن پای برون کشیده‌ام

شمع طرب ز بخت ما آتش خانه‌سوز شد

گشت بلای جان من عشق به جان خریده‌ام

حاصل دور زندگی صحبت آشنا بود

تا تو ز من بریده‌ای من ز جهان بریده‌ام

تا به کنار بودیَم بود به جا قرار دل

رفتی و رفت راحت از خاطر آرمیده‌ام

تا تو مراد من دهی کشته مرا فراق تو

تا تو به داد من رسی من به خدا رسیده‌ام

چون به بهار سر کند لاله ز خاک من برون

ای گل تازه یاد کن از دل داغ دیده‌ام

یا ز ره وفا بیا یا ز دل رهی برو

سوخت در انتظار تو جان به لب رسیده‌ام

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


post
پنج‌شنبه 21 خرداد 1394 ساعت 11:53 | بازدید : 104 | نویسنده : tayaran | ( نظرات 0 )
نگاهی به سیمای زن در آگهی های بازرگانی

زنان تبليغاتي عليه زنان واقعي

آگهی های بازرگانی فارغ از تبلیغ کالا یا خدمات خاص، تولید «انگاره» و «الگو» هم می کنند؛ همین جاست که بسیاری نسبت به تصویرسازی از زن ایرانی در تبلیغات بازرگانی که او را بیشتر در خانه و آشپزخانه و به دور از فعالیت های اجتماعی نشان می دهد، ابراز نگرانی می کنند.
زنان تبليغاتي عليه زنان واقعي

 

«لباس روشن می پوشد، شالی رنگین بر سر می کند و از منزل خارج می شود. سبد خریدش را در فروشگاه های مختلف به جلو هول می دهد و محصولات غذایی و بهداشتی مختلف را در آن می گذارد. سری به بانک می زند و بعد از پرس و جو درخصوص سود بانکی و لبخند زدن به کارمندان خدمتگذار و مودبِ آن، راهیِ منزل می شود تا خریدهایش را در یخچال فریزر ساید بای ساید تخلیه کند و مشغول کار اصلی خود یعنی تهیه ی غذا برای خانواده شود. 

در این بین شاید چند نفر از دوستانش هم به او سری بزنند و در خصوص مساله های مهمی نظیر اینکه «هرچی می شورم و می سابم خونه تمیز نمیشه، از چه تمیزکننده یی استفاده کنم؟» یا «فرشت را از کجا خریدی؟» و ... حرف بزنند. میز ناهار یا شام را برای خانواده به زیباترین شکل می چیند و با نگرانی منتظر تایید و لبخند اقوامی است که انگار تنها برای سنجیدن دستپختِ او به منزل آن ها آمده اند. البته جای نگرانی نیست زیرا او از روغن طلایی فلان استفاده کرده است. این زن حرفِ جدی نمی زند، رانندگی نمی کند و فقط کنار دست راننده یعنی شوهرش دیده می شود، سر کار نمی رود، مدیریت نمی کند و ... اما در برابر، این زنِ تمیز و خوش پوش زاده شده برای خدمت به خانواده با پختن غذاهای رنگارنگ از طریق محصولات غذاییِ درجه ی یک.»

تصویر بالا توصیفی از حضور و نقش زنان در آگهی های بازرگانی است. کلیشه ی تکراریِ زن خانه داری که دغدغه یی جز نظافت و پخت و پز ندارد و حضور او در اجتماع، به خرید و پرسه در فروشگاه و بانک و گاه خیابان محدود می شود مدت ها است که در آگهی های بازرگانیِ رسانه ی ملی به چشم می خورد.

این ناهماهنگی میان نقش و تاثیر کنونی زنان در جامعه ی ایرانی و آنچه تلویزیون سعی در به تصویر کشیدنِ آن دارد در حالی است که مردان در تبلیغات به طور معمول در نقش هایی نظیر مدیر شرکت و کارخانه، رییس بانک، ورزشکار و در ماموریت های کاریِ مهم و مشغول رانندگی یا گذراندن وقت با فرزندان خود ظاهر می شوند. آنان زمانی هم که از این فعالیت ها فارغ می شوند در خانه یی که به لطف استفاده ی زنان از بهترین مواد شوینده از تمیزی برق می زند، پشت میزِ غذا می نشینند و دستپخت همسری را که همچون رباتی آشپز در کمترین زمان، چند نوع غذای لذیذ را تهیه کرده نوش جان می کنند.

این نابرابری را حتی می توان در خصوص فرزندان دختر و پسر نیز شاهد بود تا جایی که دختران کوچک در آشپزخانه به مادر کمک می کنند و پدر و پسرها بیرون از منزل مشغول دوچرخه سواری و تفریح هستند.

نکته ی آزاردهنده تر اینکه این تبلیغات حتی تلاشی برای نمایاندن نقش مادران و تاثیر آن ها بر تربیت، رشد و بالندگی فرزندان نمی کند. این بی توجهی تا جایی است که در یکی از تبلیغ های شوک آور تلویزیون، عشق مادری و تشکر فرزندان از او با جمله ی «دوستت دارم مامان!» به واسطه ی استفاده ی مادر از یک روغن مایع خاص نمایش داده می شود گویی بکارگیری این روغن مایعِ مرغوب، بهترین وسیله برای اثبات عشق و توجه مادران به اعضای خانواده است.

پرسشی که اکنون مطرح می شود این است که با وجود سود سرشارِ آگهی های بازرگانی برای صدا و سیما و شمار زیاد مخاطبان این رسانه، آیا نباید نظارت درستی بر تاثیر و پیامی که این تبلیغات منتقل می کند صورت بگیرد؟ همچنین اگر این اقدام بصورت آگاهانه صورت می گیرد، هدف مدیران و سیاست گذاران فرهنگی از آن چیست؟ 

***زنان واقعی و زنان تلویزیونی 

بر هیچکس پوشیده نیست که امروز زنان یکی از اصلی ترین سهامداران رشد و توسعه ی جامعه ی ایران هستند و با فعالیت خود در سطح های مختلف، تاثیر غیرقابل انکاری را در این زمینه بر جای می گذارند. این در حالی است که توجه و حمایت از حضور پررنگ بانوان در عرصه های مختلف، از حلقه ی گمشده ی سیاست گذاری ها در کشور بوده است و عده یی تلاش کرده اند با استفاده از توجیه هایی نظیر حمایت از خانواده، زنان را به حاشیه برانند.

با وجود این، زنان ایرانی با تلاش و ایستادگی در مقابل فشارها و تبعیض ها به حرکت رو به جلوی خود ادامه داده اند. امروز آن ها افزون بر فعالیت به عنوان کارمند، پزشک، پرستار، هنرمند، معلم و مدرس دانشگاه و ...، نقش بسزایی به عنوان فعالان یا کارآفرینان صنعت، کشاورزی و ... نیز دارند؛ نقش هایی که نه تنها در تبلیغات بازرگانی بلکه در دیگر تولیدهای تلویزیونی نیز به آن توجه چندانی نمی شود. در برابر، ارایه ی تصویر آزاردهنده ی «زن، فقط در آشپزخانه» به حدی است که انگار گروهی در تلاش هستند به شکل عمدی بر حضور زنان در این فضا و کلیشه سازی از نقش آن ها در خانه و جامعه پافشاری کنند.

**تبعیض جهانی علیه زنان 

«حوریه دهقانشاد» مدرس دانشگاه و کارشناس رسانه و ارتباطات معتقد است بر خلاف نظر بسیاری افراد، این معضل نه تنها در ایران و کشورهای عربی، بلکه در همه ی رسانه های جهان وجود دارد.

او در گفت وگو با گروه پژوهش و تحلیل خبری ایرنا در این خصوص گفت: متاسفانه نگاه از بالا به پایین به زنان در همه ی جهان حاکم است و نظریه های ارتباطی همواره این انتقاد را مطرح کرده اند که چرا جایگاه مردان بالاتر بوده و آن ها در موضع قدرت و زنان در موضع پایین تر و حتی ضعف قرار داشته اند. حتی زمانی که زن ها در تبلیغات، جایی خارج از آشپزخانه و به کاری غیر از آشپزی و نظافت مشغول هستند شاهد هستیم که جایگاهی پست تر از مردان دارند. برای مثال زمانی که مردان دکتر هستند آن ها پرستار و زمانی که مردان مدیرعامل هستند آن ها منشی هستند.

دهقانشاد با اشاره به اینکه این تبعیض و نابرابری زیر تاثیر عامل های فرهنگی و اجتماعی مختلف دارای شدت و ضعف است ادامه داد: البته این نگاه در برخی کشورها نظیر ایران و همچنین کشورهای عربی دارای شدت بیشتری نسبت به سایر کشورها است. در کشور ما قرار گرفتن این نگاه جنسیتی تبعیض آمیز در کنار فرهنگ دیرینه ی مردسالار و البته حمایت برخی نخبگان سیاسی باعث شده است تا این سیاست بسیار شدیدتر ازبسیاری کشورها اعمال شود و صدا و سیما به عنوان رسانه یی مهم نقش زنان را نه تنها در تبلیغات بلکه در بسیاری دیگر از تولیدات خود کاهش دهد.

نظریه های علم ارتباطات، یکی از تاثیرهای رسانه بر مخاطب را استحکام بخشیدن و در نتیجه رواج هرچه بیشتر نگاه یا باوری خاص در جامعه مطرح می کند. دهقانشاد با اشاره به این موضوع در پایان سخنانش گفت: بدون شک ادامه ی روند این نوع برنامه سازی در تلویزیون باعث خواهد شد تا نگاه مردسالار هرچه بیشتر در جامعه رواج پیدا کند و در مقابل، نگاه به زنان با وجود حرکت رو به جلو و تغییر نقش و جایگاه فردی آنان، در سطح جامعه هنوز هم در غالب کلیشه های قدیمی باقی بماند.

«اعظم راودراد» دانشیار گروه علوم ارتباطات و معاون پژوهشی دانشکده ی علوم اجتماعی دانشگاه تهران نیز در گفت وگو با پژوهشگر ایرنا ضمن تایید این نگاه از بالا به پایین به زنان، نگاه به آنان را از سه منظر تقسیم بندی کرد؛ نخست تصور غالب در خصوص نقش زنان در جامعه، دوم اینکه خود زنان چه تصوری در این خصوص دارند و سوم رسانه ها این نقش را چگونه بازتاب می دهند و این بازتاب چه تاثیری روی جامعه دارد.

راودراد در خصوص هر یک از این منظرها اینچنین توضیح داد: در خصوص بخش اول و نقش زنان در جامعه و اینکه فرهنگ جامعه ی ما به عنوان فرهنگ غالب چه نقشی را شایسته ی زنان می داند باید گفت که از قدیم تا امروز، فرهنگ مسلط در جامعه مهم ترین نقش زن را مادری و همسری دانسته و امروز هم هنوز نقش خانوادگی است که بسیار مورد توجه است.

راودراد افزود: با توجه به افزایش چشمگیر و پررنگ حضور بانوان در اجتماع، هرچند فرهنگ عمومی این حضور را تا حد زیادی پذیرفته است اما هنوز از وجه غالب برخوردار نیست و نقش خانوادگی است که هنوز بر سایر نقش ها غلبه دارد. بنابراین می توان گفت نگاه و نگرش فرهنگ مسلط نسبت به زن در سطح کلی تغییرهای بسیار کمی داشته است.

او همچنین در خصوص تلقی خودِ زنان از نقش های اجتماعیشان اظهار کرد: زنانی که در اجتماع فعال هستند در عمل نشان داده اند که قادر هستند در اجتماع حرفی برای زدن داشته باشند.

به گفته ی راودراد، صرف نظر از اینکه فعالیت زنان ایرانی رسمی، غیر رسمی، خوداشتغالی و کارآفرینی یا داوطلبانه باشد، افزایش فعالیت های اجتماعی زنان در همه ی این حوزه ها بعد از انقلاب نشان می دهد نگاه آن ها به خودشان دیگر محدود به وظایف خانوادگی نیست. با وجود این، میزان اشتغال رسمیِ زنان ایرانی از مرز 20 درصد بالاتر نرفته است و می توان گفت بیشتر زنان به مادری و همسری اکتفا کرده اند.

او در توضیح دیدگاه سوم یعنی تلقی رسانه از زنان و تاثیر آن بر جامعه نیز گفت: با وجود همه ی تغییرهای یاد شده، در نگاه رسانه و به ویژه تبلیغات بازرگانی، نقش زنان همچنان در مادری و همسری خلاصه می شود. به عقیده ی این مدرس ارتباطات، تاثیر این رویکرد در رسانه ی ملی، بازتولید کلیشه ها و باورهای جنسیتی است به این صورت که مخاطبان شاهد هستند به رغم همه ی دگرگونی هایی که ما در عرصه ی مسایل زنان شاهد هستیم، کلیشه های همیشگی در تبلیغات تکرار و نقش اجتماعی زنان نادیده گرفته می شود گویی تبلیغات در تلاش هستند وانمود کنند نقش زن فقط به مادری، همسری و خانه نشینی محدود می شود.

***پیام های تجاریِ فرهنگ ساز؟

آیا می توان از تبلیغات بازرگانی انتظاری فراتر از برنامه سازی با هدف فروش هرچه بیشتر کالا و خدمات در بازاری را داشت که در آن رقابت حرف نخست را می زند؟ شاید برخی با این توجیه که هدف اصلی تبلیغات فروش است و نه فرهنگ سازی، نادیده گرفتن برخی اصل ها در ساخت این پیام ها را توجیه پذیر بدانند ولی بدون شک نمی توان به ترویج باوری غلط و تاریخی که در همه ی تبلیغ های بازرگانی به شکلی مکرر دیده می شود بی توجه بود.

ما از رسانه ها انتظار داریم علاوه بر نمایش وضعیت موجود در جامعه، راه حل ها و توصیه هایی را نیز در راستای رسیدن به وضعیت مطلوب و رفع معضل های اجتماعی ارایه دهند. برای مثال در خصوص مساله های مربوط به زنان، رسانه می تواند افزون بر پرداختن به این مساله ها و نقد چرایی بروز آن، با افزایش آگاهی های اجتماعیِ زنان و دیگر اعضای جامعه، در نهایت موجب توسعه و رشد این حوزه شود.

راودراد البته معتقد است این انتظار قابل تعمیم به آگهی های بازرگانی نیست. او در این باره گفت: شاید در خصوص برنامه های رادیو و تلویزیون و نوشته های مطبوعات این انتظار بجا باشد ولی نمی توان این انتظار را از تبلیغات داشت. کارکرد اصلی تبلیغات در همه ی جهان، فروش هرچه بیشتر محصولات تجاری است نه رشد و توسعه ی اجتماعی و آگاهی بخشی.

راودراد اظهار کرد: تلاش اصلی تبلیغات، اقناع مخاطب و ایجاد نیاز برای خریداری محصولی خاص است و در این نقش اقناعی قرار نیست چیزی عوض شود. برنامه سازان تبلیغاتی مایل هستند با بیشتر مخاطبانی که در وضعیتی مشابه قرار دارند ارتباط برقرار کنند و آن ها را تشویق به خریداری محصولات خود کنند تا اینکه اندیشه های غالب را تغییر داده و برای مثال به نقد وضعیت موجود در راستای رسیدن به وضعیت مطلوب برسند. برای این افراد ثبات اجتماعی و تکیه بر کلیشه ها مهم ترین چیز است چراکه به معنای فروش هرچه بیشتر است. آن ها بر خلاف آنچه ما از رسانه انتظار داریم، به دنبال تثبیت هستند نه تغییر.

با این حال نمی توان این نکته را نادیده گرفت که تبلیغات نیز به عنوان بخشی از کارکرد رسانه، از سیاست گذاری ها و کلیشه های غالب موجود در سطح جامعه پیروی می کند. راودراد نیز ضمن تایید این موضوع افزود: تلویزیونِ ما نه تنها در تبلیغات بلکه در همه ی تولیداتِ خود آگاهانه زنان را در حاشیه قرار می دهد و در این راه تلاش می کند در برنامه سازی های خود، فقط سیاست هایی نظیر افزایش فرزندان و اصرار بر خانه دار بودن زنان را برجسته کند. متاسفانه جو عمومی جامعه نیز این موضوع را تشدید می کند.

معاون پژوهشی دانشکده ی علوم اجتماعی دانشگاه تهران ادامه داد: درست است که ذات تبلیغات تجاری است و آن ها در این راه، از زنان کلیشه سازی می کنند تا بتوانند محصولات بیشتری را به فروش برسانند ولی تاثیر این سیاست در جامعه از سطح تجاری بسیار فراتر رفته و جنبه های اجتماعیِ عمیقی پیدا می کند. این نوع تبلیغات علاوه بر افزایش فرهنگ مصرف گرایی باعث بازتولید کلیشه های جنسیتیِ غلط و طبیعی جلوه کردنِ آن می شود.

یکی دیگر از تاثیرهای منفی این نوع تبلیغات را می توان وارد آمدن فشار مضاعف به زنان فعال در اجتماع دانست. ممکن است زن های فعال در اجتماع با توجه به آگاهی های خود با دیدی انتقادآمیز به این تبلیغات نگاه کنند ولی انتظار از این زنان برای حضور و نقش آفرینی همزمان و پررنگ در جامعه و خانه همچنان باقی خواهد بود.

راودراد با نام بردن از این فشار به عنوان «بارِ نقش» گفت: در جامعه ی ما، یک زن باید 2 نقش را بصورت کامل انجام بدهد. در گذشته مردان شاغل و زنان خانه دار بودند ولی در سیستم جدید، زنان خانه دار و شاغل و مردان همچنان فقط شاغل هستند. این مساله فشار و بار مضاعفی را به خانم ها تحمیل می کند. تبلیغات با ایجاد این تصور که صرف نظر از شاغل بودن یا نبودنِ زنان، آن ها باید خانه داری را به نحو کامل انجام دهند، به زنان فشار می آورد. این فرایند هیچ اشاره یی به این واقعیت ندارد که با تغییر سبک زندگی اجتماعی و حضور بیشتر زنان در اجتماع لازم است این مسوولیت ها بین زن و مرد تقسیم شود داشته باشند. این مساله شکافی میان تصور زنان از خود و تصور مردان از زنان و وظایف و نقش های آن ها ایجاد می کند و همچنین باعث کاهش رشد زنان در فعالیت های اجتماعی می شود.

 
 
منبع : ایرنا
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


دكتر اصفهاني :اعتراض ها در دراز مدت آرامش بخش خواهد بود
جمعه 28 فروردین 1394 ساعت 12:20 | بازدید : 295 | نویسنده : tayaran | ( نظرات 0 )

 

محمد اصفهانی

به گزارش موسیقی ایرانی به نقل ازمهر،در نشست رونمایی از آلبوم «شکوه» از اینکه این آلبوم مرتبه ای از گذار است و قرار است باب جدیدی را در موسیقی باز کند و همچنین نگاه انسانی قطعات آن به پیامدهای بعد از جنگ سخن گفته شد.

محمد اصفهانی خواننده آلبوم «شکوه» در این جلسه در توضیح خود درباره همفکری هایی که با موسسه تنظیم و نشر آثار حضرت امام خمینی (ره) در تولید آلبوم داشته است، بیان کرد: موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی (ره) دست ما را در اعمال نظر باز گذاشته بود. شاید بتوان گفت تنها نقطه تاریک این آلبوم طولانی شدن مدت زمان تولید بود که به دلیل مشکلات مدیریتی همان موسسه پیش آمد و در حقیقت ما در زمینه محتوایی تولید آلبوم مشکلی نداشتیم.

وی اضافه کرد: این آلبوم آن چیزی بود که من اعتقاد دارم و فکر می کنم باید به مخاطب عرضه کنم و حالا اگر راه را اشتباه می رویم مخاطب ما را تصحیح می کند زیرا ما مبرا از اشتباه نیستیم. اما اینکه من به فکر ریزش و رویش مخاطب باشم و بر این اساس بخواهم جدول کاری تنظیم کنم که ببینم بازار چه می طلبد و باید بگویم به چنین مساله ای اعتقاد نداشته و ندارم.

اصفهانی در ادامه با اشاره به خاطره ای بیان کرد: می خواهم یک خاطره تکراری را بیان کنم که شاید شما دوستان رسانه ای آن را شنیده باشید. اولین کاری که می خواستم به صورت آلبوم ارایه بدهم که یک کار مذهبی به نام «گلچین» بود این کار از ابتدا قرار نبود به صورت مجموعه ای باشد بلکه آثار پراکنده ای بود که برای صدا و سیما اجرا کرده بودم و بعد شرکت سروش اعلام کرد که این آثار می توانند به صورت مجموعه ای به بازار ارایه شوند. بعضی از دوستان در آن زمان که خیرخواه هم بودند اما شاید طرز فکر ما با هم نمی خورد از من می خواستند که اولین کار خود را به صورت مذهبی نخوانم و می گفتند که به این ترتیب به زمین می خورم. به گمان این دوستان، من از صدای خوبی برخوردار بودم و آینده روشنی می توانستم داشته باشم. بنابراین توصیه می کردند که اول با اثری عاشقانه شروع کن تا بتوانی خودت را میان مردم جا بیندازی و بعد به سراغ حرف های دلی با مردم و یا آثار مذهبی برو زیرا در غیر این صورت زمین خواهی خورد.

خواننده آلبوم «بی واژه» ادامه داد: اما من قبول نکردم و گفتم که اگر قرار باشد زمین بخورم دوست دارم با آلبوم «گلچین» زمین بخورم و اتفاقا این چنین نشد و این آلبوم به شهادت شرکت سروش پرفروش ترین کار مناسبتی این شرکت شد. من فکر می کنم جمله معروف «النجاه فی الصدق» همیشه صادق است. یعنی اگر ما با مخاطب خود روراست باشیم این صداقت اثر بیشتری دارد تا بخواهیم استمزاج کنیم و دائم به دنبال این باشیم که چه خوراکی در مقابل مخاطب بگذاریم که دوست داشته باشد و آن را تحسین کند. ما نباید به فکر تحسین مخاطب باشیم ما باید به سلیقه مخاطب احترام بگذاریم و سعی کنیم اگر تخصص داریم سلیقه را ارتقا بدهیم. تاکید می کنم که من فکر می کنم اگر صادقانه برخورد کنیم به راه صواب نزدیک تر هستیم و ارایه اثری با کیفیت با شیوه ای صادقانه بیش از هر چیز دیگری در ذهن مخاطب موثر است.

خواننده آلبوم «شکوه» در ادامه در پاسخ به خبرنگاری درباره تعداد قطعات آلبوم که قرارداد اولیه برای ۱۰ قطعه بوده است و دلایل اینکه با فریدون شهبازیان همکاری نشده است، گفت: همچنان که عرض کردم به خاطر طولانی شدن زمان و تغییر مدیریت های موسسه تنظیم و نشر آثار امام آلبوم ما هم دچار تغییرات شد بالاخره در یک پروسه طولانی حوادث ناخواسته ای رخ می دهد. به طور مثال زمانی که شما می خواهید قطعه ای را در ۵ یا ۶ ماه بسازید وقتی کار به تاخیر می خورد و ۵ یا ۶ سال طول می کشد ممکن است در این حین کارهای دیگری را قبول کنید و حوادث ناخواسته در طول کار ما موجب تاخیرهای پی در پی شد.

وی ادامه داد: به هر حال در قرارداد ما ذکر نشده بود که چه کسی قرار است کار را انجام دهد. طبیعی است که من در همه کارهایم دوست داشتم از استاد فریدون شهبازیان استفاده کنم. مثل آلبوم «ماه غریبستان» که موفق شدم با ایشان همکاری داشته باشم اما در این آلبوم این اتفاق نیفتاد و البته چنین قراری هم نبود که آقای شهبازیان تمام آثار را آهنگسازی کنند؛ قطعاتی هم که قرار بود ساخته شود ۷ قطعه بودند و نه ۱۰ قطعه که از این میان ما ۵ قطعه ساختیم و بعد خود موسسه اعلام کرد که دو قطعه دیگر را نسازید و همین ۵ قطعه کافی است.

این خواننده با بیان اینکه به مسئولان موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی (ره) گفته است ۵ قطعه برای یک آلبوم کم است، افزود: البته باید این را هم اضافه کنم که این تعداد در ایران کم محسوب می شود وگرنه در خارج از کشور اینگونه نیست و حتی گاه آلبومی با دو قطعه منتشر می شود. به هر حال اینجا مرسوم نیست و من هم به این دوستان اعلام کردم که عرف هنری کار باید رعایت شود و در نهایت در صحبت‌ها به این نتیجه رسیدیم که حالا کار را با قطعات کلیپ، بیشتر تزیین کنیم و به این ترتیب برای قطعات کلیپ هایی ساخته شد.

در ادامه این نشست اصفهانی در پاسخ به خبرنگار دیگری درباره ویژگی های آلبوم «شکوه» یادآور شد: در طی پروسه تولید این آلبوم، کشور ما آبستن حوادثی شد و ما هم چون در طول این حوادث در میان مردم بودیم شاید آلبوم ما انعکاس حرف های یک دوران حساسی از وقایع جامعه باشد. در این دوران شاهد صف آرایی های اجتماعی بودیم، به این ترتیب که بسیاری نسبت به یکدیگر جبهه گرفتند و یا راه خود را از هم جدا کردند البته شاید مسایلی هم تلطیف شد اما دیگر مثل قبل نشد و این آلبوم شاید انعکاس دهنده وقایع دوران شکل گیری خود باشد.

اصفهانی اضافه کرد: هر آدمی نسبت به فضای اطراف خود به گونه ای واکنش نشان می دهد اما غالبا هیچ تعمدی و یا سعی و تلاشی در ایجاد تنوع در واکنش ها وجود ندارد بلکه این تنوع و تطور، خود بخود ایجاد می شود زیرا احوالات آدمی به شکل ناخودآگاه در گذر زمان تغییر پیدا می کند. حکایت این آلبوم هم از همین دست است و ما در آن حرف دل خود را بنا به بازه زمانی که قطعات در آن تولید شدند بیان کردیم حتی پیش آمده است که من از آقای کاکایی خواسته ام بیتی را در طول زمان تغییر دهند؛ سپس آن بیت را اجرا کرده ایم اما دوباره آن را تغییر داده و به همان اجرای قدیمی بازگشته ایم و حالا با تمام این مسایل تنها می توان گفت که این آلبوم یک کار دلی بوده است.

وی در پاسخ به سوال خبرنگاری درباره اینکه موسسه، آنها را نسبت به تولید آلبوم توجیه کرده است، گفت: من نگفتم که توجیه شدیم بلکه بیان کردم که ما به تفاهم رسیدیم یعنی دیدیم نقطه نظرات مورد نظر هر دو طرف به یکدیگر نزدیک است و یا اگر اختلافی وجود دارد در مباحثی است که می توان به تجمیع رسید. در واقع نقطه نظرات ما به لحاظ محتوایی در تولید این آلبوم قابل توافق بود.

عبدالجبار کاکایی در ادامه این جلسه در توضیح مسایل مطرح شده اظهار کرد: تلاطم هایی که در این چند سال اخیر اتفاق افتاد باعث شد که بسیاری از ارزش های جنگ ما مورد تهاجم، غفلت یا فراموشی قرار می گیرد. به نظرم هر وجدانی در این جور شرایط سعی می کند ارزش ها و نیازهای ملی را از دستبرد یا انحصار طلبی نجات دهد. تلاش ما برای نگاه انسانی و توجه ویژه به جنگ به این دلیل بود که در طول این سال ها شاید به نوعی احساس می کردیم که این موضوعات تحت الشعاع قرار گرفته است.

وی با اشاره به سخن بعضی از خبرنگاران که موضوع جنگ را سفارشی می دانستند، بیان کرد: موضوع جنگ به نظر من بسیار بالاتر و بزرگتر این است که نهادی بخواهد آن را سفارش دهد. آنقدر حجت اساطیری این مساله بزرگ است و در تاریخ ما سنگینی می کند که هیچ نهادی نمی تواند در آن قرائت خاصی داشته باشد و یا آن را سفارش دهد.

این ترانه سرا با اشاره به طول کشیدن پروسه این کار اضافه کرد: یکی از دلایلی که این کار طول کشید این بود که اصل کار پر از چالش و گفتگو بود طرفین با یکدیگر مماشات کردند و چون مسئولیت واحد ادبیات موسسه تنظیم و نشر آثار حضرت امام خمینی (ره) با من بود سعی می کردم ذهنیت دو طرف را به یکدیگر نزدیک کنم تا اتفاقی رخ دهد که شایسته ماندگاری باشد.

در ادامه مراسم اصفهانی در پاسخ به پرسش خبرنگار یک خبرگزاری درباره اینکه چرا کمتر به سمت موسیقی ایرانی حرکت کرده است در حالیکه صدایش ویژگی‌های مناسب آواز ایرانی را دارد؟ گفت: من برای شروع کارم راه پاپ- سنتی را انتخاب کردم چون دیدم در مسیر موسیقی سنتی تقریبا حرف های جدی و بزرگ بیان شده است و آدم های بزرگ با توانایی هایی عظیم در این راه قدم برداشته اند بطور مثال ما صدایی را در موسیقی سنتی و «گلها»یی با نام ایرج داریم و یا صدایی تکنیکی با نام محمدرضا شجریان… من با خودم گفتم که بعد از چنین افرادی چه می توانم بگویم و چه حرفی برای گفتن دارم. بنابراین تصمیم گرفتم کار دیگری انجام دهم و چون به موسیقی الکترونیک و پاپ علاقه مند بودم به سمت تلفیق اجرای آواز ایرانی با این نوع موسیقی رفتم.

وی با اشاره به افرادی که در چنین راهی قدم می گذارند، گفت: چنین افرادی را «پاپ سنتی» خوان می دانند. به همین دلیل من تمرکز خود را روی آثار پاپ گذاشتم و تصنیف هایی را که بیشتر به حال و هوای موسیقی ایرانی نزدیک بود انتخاب می کردم و حتی کارهایی همچون «تنها ماندم» را که از ساخته های استاد همایون خرم بود اجرا کردم. به هر حال امیدوارم با سامان گرفتن تجهیز استودیوی شخصی ام تولید آلبوم های موسیقی توسط اینجانب و همکاران روال و نظم بهتری پیدا کند و شاید در این مسیر قسمت شود یک کار سنتی محض با حال و هوایی که خودم دوست دارم انجام دهم.

در ادامه جلسه عبدالجبار کاکایی درباره ترانه خود در آلبوم «شکوه» و همچنین اولین ترانه های خود با موضوع جنگ توضیح داد و گفت: آثاری که من در حوزه موسیقی پاپ سنتی تاکنون منتشر کرده ام تقریبا از نظر نگاه به هم شبیه بوده اند. به طور مثال «کبوتر» اولین ترانه و حتی اولین پیوند من با عالم موسیقی بود و بعد از آن هم «بوی سیب» هم نگاهی داشت که درواقع نگاه به آیینه بغل بوده است و نه نگاه به جلو.

وی در بیان و تشریح خود از نگاهی که در این ترانه ها داشته است، یادآور شد: در اینها نگاه انسانی است که وضعیت طبیعی یک مادر را در جنگ در مواجهه با مسایل بیان می کند و این نگاه در همه پدیده ها هم به نوعی وجود دارد. به طور مثال ما در عاشورا هم جمله «و ما رایت الا جمیلا» را داریم و هم جمله «انکسر ظهری» را داریم. بهرحال این واقعیتی است که اتفاق جنگ عده ای را خرد کرد و عده ای در اندوه عمیق فرو رفتند. خود من بچه منطقه جنگی بودم و هم در جنگ حضور داشتم و از نزدیک این مسایل را دیده ام.

این شاعر درباره چگونگی طرح ایده شعر خود در آلبوم عنوان کرد: نطفه شعر «قاب» زمانی بسته شد که پدری می خواست فرزند خود را دفن کند و از من خواست نام فرزندش را روی شیشه ای بنویسم و آن را همراه با کفن دفن کنند که اگر امکان جابجایی فرزند شهیدش به شهرشان پیش آمد راحت تر این امر محقق شود. تاثری که پدر در ان لحظه در چشمانش بود از هیچ رسمیتی برخوردار نبود. من شکستن کامل یک مرد را دیدم که تجلی آن در این شعر در یک زن پیدا شد و حتی در شعر بعدی که مکمل «قاب» است که بدین گونه آغاز می شود و ادامه پیدا می کند «مادر کنار باغچه تنها نشسته است/ سرشار از سکوت و مدارا نشسته است

مادر فرشته ای است که من فکر می کنم بر روی خاک معجزه آسا نشسته است

مادر پرنده ای است که با بال های خیس بر شاخه شکسته رویا نشسته است

مادر بایست تا بنشیند غبار یاس می خواهم او بنشیند اما نشسته است»

اما نشستن در اینجا نگاه انسانی است که ما نباید از ان غافل شویم و نباید فکر کنیم اما ابهت جنگ فرو ریخت و یا کاسته شد. جنگ در هیچ یک از ملت ها چیز خوشایندی نیست و ما در لحظه ای که در جنگ هستیم مبارزه می کنیم و پس از آن باید ثابت کنیم که ملتی هستیم که جنگ را نمی پذیریم و نخواسته ایم. بهرحال این شعر فکر می کنم مخاطبان خاص خود را خواهد داشت.

در ادامه جلسه پدرام کشتکار در پاسخ به خبرنگاری درباره مدت زمان طولانی اثر و اینکه ممکن است باعث تاریخ انقضای آن شود، گفت: باید به مساله ای توجه کرد و آن این است که چطور بسیاری از آثار کلاسیک و قدیمی ما که در گذشته پدید امده اند همه دوست داشتنی هستند. چرا نسل امروز نگران این است که کاری که فردا منتشر می شود شنیده نشود. ای کاش به گونه ای روی آثار برنامه ریزی شود که با اعتماد بیشتری به میدان وارد شود. در این آلبوم هم، همه این احتمالات در نظر گرفته شده است. البته خود من تنها یک قطعه را بر عهده داشتم اما چرا باید قدیمی شود. آنطور که شما می گویید ما ریسک نکردیم بلکه این کاری بود که همه به نوعی تجربه ان را داشتند و پیش از این چنین موسیقی را توسط اصفهانی شنیده بودند. من فکر می کنم تیپ یک خواننده یا مجری با تفکرش هماهنگ شود در این آلبوم هم این هماهنگی بود. همانطور که آقای اصفهانی گفت اگر نقطه ضعفی هم بوده است با هزینه های مجدد برطرف می شد.

وی همچنین درباره اتفاقی که قرار است با همکاری محمد اصفهانی داشته باشد، توضیح داد: ما چند سال پیش آخرین همکاری پاپی مشترکی با اقای اصفهانی داشتیم که با آلبوم «بی واژه» تمام شد و مجددا این اواخر به هم پیشنهاد همکاری مجدد داریم.

در ادامه این جلسه پدرام کشتکار مباحثی درباره ارتباط هنرمندان با رسانه ها و همچنین انعکاس مطالب در رسانه ها بیان کرد.

اصفهانی نیز با اشاره به این مباحث و ارتباط هنرمندان و رسانه ها بیان کرد: ارتباط ما با یکدیگر یک ارتباط دو طرفه است. در قشر هنرمندان موسیقی هم کسانی هستند که به اصطلاح «جور» نیستند و به همین دلیل لفظ مطرب، گاه درمورد آنها استفاده می شود. در قشر مطبوعات هم افرادی هستند که رعایت امانت نمی کنند و همچنین در قشرهای دیگر هم چنین افرادی وجود دارند. مساله این است که باید به تفاهم بیشتر برسیم شاید بسیاری موانع و سدها باید از میان ما برداشته شود و هدف هم اصلا مطرح شدن من یا آقای کاکایی و دیگر دوستان نیست بلکه بحث بر سر ایجاد یک جریان سالم فرهنگی است که این جریان ویژگی های متعددی دارد و دو عنصر مهم آن بحث هنر و بحث ژورنالیستی است اما باید بتوانیم خوب این جریان را به راه بیندازیم. بهینه سازی این پدیده ها به نظر اینجانب بزرگترین اقدام فرهنگی و نوعی عبادت است… اینکه مردم احساس کنند اگر خبر یک خبرنگار را درباره یک رویداد فرهنگی می خوانند در ان رعایت امانت و صداقت شده است یا اگر هنرمندی حرفی می زند واقعا امانت را رعایت کرده است و اگر این تفاهم و حس اعتماد ایجاد شود مسایل حل می شود. خود من به طور مثال بسیاری از خبرنگاران را نمی شناسم و باید ابتدا این حس اعتماد دو طرفه ایجاد شود. باید جلسات گفتگویی فراهم شود تا این احساس دوباره بین دو طرف حاکم شود و بهترین راه برای حاکمیت حلقه مفقوده اعتماد ممیزی های درونی توسط اصناف مورد اشاره است یعنی اینکه خوانندگان به هم و خبرنگاران به هم و آهنگسازان به یکدیگر نقایص و اشکالات کاریشان را با محبت گوشزد کنند و خود ما با صمیمیت دادگاه خودمان شویم.

در ادامه این جلسه علیرضا کهن دیری در پاسخ به سوال خبرنگاری که به موسیقی پاپ کشور نمره ۱۴ داده بود و بعد پرسیده بود که این اثر برای افزایش نمره خود در میان آثار پاپ چه المانی را به کار گرفته است، گفت: چه کسی قرار است این نمره را بدهد، ما نمی توانیم از طرف خود مساله ای را ارزش گذاری کنیم و به طور مثال مثل صداوسیما بیان کنیم که سریال حضرت یوسف بهترین کار ماست. اینکه بگوییم نمره موسیقی ما ۱۴ است معیار مشخصی ندارد.

کهن دیری در این جلسه پیرامون نقد موسیقی در فضای رسانه ای کشور و آنچه که باید رسانه ها در این فضا به آن بپردازند و همچنین مسایلی که بهتر است درگیر ان نشوند سخنانی بیان کرد.

وی همچنین در پاسخ به خبرنگاری درباره المان های موسیقی جنگ بیان کرد: من فکر نمی کنم موسیقی جنگ المان خاصی داشته باشد به هرحال تا حدی می تواند برداشت شخصی هنرمندی باد که شعری درباره جنگ گفته است و نگاه خود را عرضه می کند و المان خاصی به نظرم ندارد.

کشتکار نیز در پاسخ به این سوال اظهار کرد: موسیقی جنگ را باید به کسی سپرد که آن را حس کرده باشد یعنی به نوعی بوی باروت و تلخی جنگ را چشیده باشد. اگر من برای جنگ موسیقی ساختم این یک انتخاب ویژه بوده است. زمانیکه من می خواستم ملودی «ماهی سرخ عاشق» را بسازم باید خودم ابتدا این ملودی را می خواندم اما در قسمت هایی من نمی توانستم این ملودی را بخوانم یعنی بغضی که از درک این ترانه برای من پیش امده بود باعث شد نوعی خفگی عاشقانه بوجود آورد که من نتوانم ملودی خود را بخوانم.

وی افزود: المانی که برای موسیقی جنگ نیاز است در واقع آدمی است که با نگاه غیرت این کار را انجام دهد و کسیکه به ساختار موسیقی وطنی و ملی آشنایی داشته باشد. علیرضا کهن دیری از لحاط فنی بیان کرد که نظر شخصی هنرمندی که موسیق را خلق می کند در آن موثر است و رنگ آمیزی هم که دارد انتخاب همان شخص هنرمند است.

در ادامه این جلسه محمد اصفهانی درباره ویژگی آلبوم «شکوه» و تمایزهای آن نسبت به آثار قبلی خود اظهار کرد: باید گفت اعتراض و نگاه اعتراضی نسبت به وقایع، لزوما براندازانه نیست. من به بیان این حرف اصرار دارم. زمانی شما بنا به ضرورتی فرزند خود را برای تحصیل به خارج از کشور می فرستید و بعد دل‌مشغولی ها و دل‌تنگی هایی پیدا می کنید که ممکن است روزی آن را با دوستی در میان بگذارید و دل‌تنگی های خود را به این شکل جبران کنید.

وی با بیان اینکه ما دلتنگی هایی در کشور داریم که ممکن است برای مادران شهدا و جانبازان شیمیایی هم پیش بیاید، یادآور شد: تعدادی از این جانبازان شیمیایی در آسایشگاه های خود در غربت به سر می برند و دلتنگ هستند. بسیاری از مادران شهدا وقتی یک ناهنجاری در اجتماع می بینند برای فرزندانی که از دست داده اند دلتنگ می شوند. ما خواستیم زبان حال دلتنگی این افراد باشیم و به نوعی موسیقی ما برای این افراد آرامش را به ارمغان بیاورد یعنی در حقیقت به این مساله امیدواریم و ایده آل ماست.

این خواننده با اشاره به سیاست های برخی کشورهای خارجی در ایجاد یک بحران مصنوعی برای سیاستمداران خود بیان کرد: آنها حتی در بعضی مواقع بحرانی برای رییس جمهور خود درست می کنند تا از این طریق سوپاپ اطمینانی ایجاد کرده باشند اما اگر چنین اتفاقی در کشور ما رخ دهد گفته می شود که هدف براندازی بوده است… اما اینها سوپاپ اطمینان است. اعتراض باید باشد و اتفاقا چه بهتر که از طرف کسانی باشد که در داخل همین کشور زندگی می کنند نه اینکه رسانه های بیگانه بخواهند بلندگوی این مسایل شوند.

اصفهانی تصریح کرد: این اعتراض ها اتفاقا در دراز مدت آرامش بخش خواهد بود و موجب شکوفایی، آزادی و تلطیف احساسات جمعی خواهد شد و این حس را به همه اقشار القا می کند؛ اعم از آنها که داخل یا خارج کشور هستند، مخالف و یا موافقند و یا حتی مادران شهدا و دیگر جانبازان و خانواده های آنها.

وی در پایان این نشست بیان کرد: ما سعی داشتیم در این آلبوم بابی را باز کنیم. به طور مثال وقتی منوی صبحانه یک رستوران باز می شود ممکن است ابتدا هرکسی بیش از حد خود بردارد اما در نهایت هرکسی می فهمد که سهم مورد نیازش چقدر است. ما باید از این مراحل عبور کنیم و آلبوم «شکوه» به نظرم یکی از آن مراتب کوچک این «گذار» است.

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


post
جمعه 28 فروردین 1394 ساعت 11:36 | بازدید : 140 | نویسنده : tayaran | ( نظرات 0 )

آدم های مهربان در مقابل خوبی های یک طرفه شان
هرگز احساس حماقت نمی کنند 
چون خوب بودن برای آن ها عادت شده ، 
هرگز به آدم های مهربان زخم نزنید
چون گوشه قلب خدا زخمی می شود ...

" نسرین بهجتی "

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


post
سه‌شنبه 16 دی 1393 ساعت 14:41 | بازدید : 200 | نویسنده : tayaran | ( نظرات 0 )

دانلود نمونه سوال ریاضی 1

http://www.uplooder.net/cgi-bin/dl.cgi?key=600ec52ac9fc9699e7e93825a987fb6f

 

دانلود نمونه سوال ریاضی 2

 http://www.uplooder.net/cgi-bin/dl.cgi?key=0d14439ede2c74c81d5ac7199ec4a1ce

 

 

دانلود نمونه سوال معادلات دیفرانسیل

http://www.uplooder.net/cgi-bin/dl.cgi?key=5f4954dc12d19f6395702a97c769de61

|
امتیاز مطلب : 3
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 2


post
یکشنبه 14 دی 1393 ساعت 15:06 | بازدید : 184 | نویسنده : tayaran | ( نظرات 5 )

ضمن آرزوی توفیق برای همه دانشجویان گرامی ، به اطلاع می رساند نمونه سوالات دروس ریاضی عمومی 1 ، ریاضی عمومی 2 و معادلات دیفرانسیل روز سه شنبه انشالله قابل دانلود است . سایر دروس متعاقبا اعلام خواهد شد .

|
امتیاز مطلب : 7
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 2


منوی کاربری


عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
دیگر موارد
آمار وب سایت

آمار مطالب

:: کل مطالب : 81
:: کل نظرات : 8

آمار کاربران

:: افراد آنلاین : 0
:: تعداد اعضا : 0

کاربران آنلاین


آمار بازدید

:: بازدید امروز : 0
:: باردید دیروز : 4
:: بازدید هفته : 26
:: بازدید ماه : 32
:: بازدید سال : 35
:: بازدید کلی : 35
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران